شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 27
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
تعلق به خاك ندارد ، محبت وى به نظر ازلى او تعلق دارد كه اگر علت محبت خاك بودى در عالم خاك بسيار است . » / a 143 / « پدرم گفت شيخ الاسلام - قدّس اللّه روحه - كه مار را گفتند از سوراخ چرا برآيى تا ترا بگيرند ؟ گفت : شرمرويى را يكى بيايد و بر در خانهء من مىنشيند و مىگويد و مىگويد ، مرا دل بگيرد ، بيرون آيم تا خود چه مىخواهد . » / a 18 / « 29 » به هرگونه ، از منصور سمعانى پنج فرزند به جاى ماند « 30 » به نامهاى ابو بكر محمد پدر عبد الكريم سمعانى صاحب الانساب ، و ابو محمد الحسن ، و ابن رابع ، و دخترى كه نامش را ذكر نكردهاند ، و ابو القاسم احمد صاحب روح الارواح . ابو القاسم احمد بن ابى المنظر منصور سمعانى ظاهرا در مرو به سال 487 زاده شد ، و در همانجا به سن بلوغ رسيد . از پدرش منصور سمعانى فقه و حديث آموخت و نزد برادرش - كه از او در همين كتاب به صورت تاج الاسلام معين الدين ابو بكر محمد بن منصور بن محمد بن عبد الجبار السمعانى متوفاى 510 ياد كرده است - فقه آموخت . اين ابو بكر محمد پدر ابو سعيد عبد الكريم سمعانى صاحب كتابهاى معروف الانساب و التحبير متوفاى 652 هجرى است كه در الانساب از عمويش ياد كرده و او را سومين فرزند منصور سمعانى دانسته و گفته است كه نزد او دانش بسيار آموختم و او - احمد سمعانى - امامى بود فاضل و عالمى بود عامل ، اهل مناظره بود و وعظى بليغ مىكرد و شعر را نيكو مىسرود ، با حيا بود و با وقار ، و ثابت قدم بود و صبور . « 31 » طبق گفتهء سبكى - به نقل از الانساب ، كه اين نكته در نسخهء مطبوع عكسى آن ديده نمىشود - احمد سمعانى همراه با برادرزادهاش ، عبد الكريم سمعانى ، يك بار به سرخس مسافرت كرد « 32 » و سپس به مرو بازگشت . بار ديگر در شوال سال 529 هر دو به قصد نيشابور همسفر شدند ؛ زيرا عبد الكريم در نظر داشت كه صحيح مسلم را نزد محدّثان نيشابور سماع كند . احمد نيز در اين سفر به استماع همان كتاب پرداخت . پس از آن احمد آهنگ مرو كرد ، ولى عبد الكريم از بازگشتن به مرو امتناع
--> ( 29 ) - نيز - / a 56 ، a 74 ، b 45 ، a 98 ، b 119 / . ( 30 ) - دربارهء احوال و آثار آنان - الانساب ، ورقهاى 307 - 309 . ( 31 ) - الانساب ، ورق 308 ؛ نيز - طبقات الشافعية الكبرى 4 / 56 . ( 32 ) - طبقات الشافعية الكبرى ، پيشين 4 / 56 .